شما اینجا هستید:خانه » شهداء » شخصیت والای علامه شهیدشیخ مرتضی مطهری أعلی الله مقامه الشریف

شخصیت والای علامه شهیدشیخ مرتضی مطهری أعلی الله مقامه الشریف

۹۹
سالروزشهادت علامه شهید شیخ مرتضی مطهری را گرامی می دلریم، وروز معلم بر همه معلمین واساتیدبزرگوارمبارک باد.
دوازده اردیبهشت یادآور شهادت استاد مطهری، «متفکر، فیلسوف، فقیه عالی مقام»، «دانشمند و اسلام شناس عظیم الشأن» است؛ «مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفه اسلام و قرآن کریم کم نظیر بود»، صاحب «قلمی روان و فکری توانا در تحلیل مسائل اسلامی و توضیح حقایق فلسفی به زبان مردم و بی قلق و اضطراب»، کسی که «در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بود» و «آثار قلم و زبانش بی استثنا آموزنده، انسان ساز و روانبخش است.»
استاد شهید مرتضی مطهری تبیین حقایق دین و مسائل اسلامی را وجهه همت خود قرار داد و در عصر دین ستیزی و دین گریزی توانست با بیان روان، متین و مستدل خود موج بازگشت به دین و معنویت را گسترش دهد و ژرفا بخشد.
در دوران ستمشاهی و حاکمیت فرهنگ طاغوتیِ غرب گرا، مباحث مربوط به مقام و حقوق زن به شدت مورد توجه قرار گرفته و غرب به عنوان مدافع حقوق و شخصیت زن و اسلام به عنوان مخالف و ضایع کننده مقام و حقوق او معرفی می گردید؛ از این رو استاد شهید بیان معارف و احکام متین و عادلانه اسلام در مورد مقام و حقوق زن را ضروری تشخیص داد و طلایه دار این بحث ارزشمند در قرن جدید گشت. با توجه به دفاع ارزشمند، استدلالی و محکم ایشان در این صحنه، مناسب بود در سالگرد شهادت آن عزیز، به بهانه بزرگداشت مقام والای ایشان برخی ویژگی های فکری و علمی آن استاد در زمینه مسائل زنان و خانواده را بازگو کنیم:
۱ـ ایمان به حقانیت و بقای دین:
ایشان در مورد دین دو اعتقاد اصیل و ریشه دار داشت. اول اینکه دین را از خدا می دانست و حق تعالی را ولیّ و حافظ آن می دید که بر حفظ آن توانا بوده و به هیچ وجه مغلوب نمی گردد و بندگان خدا از جمله عالمان دین را «ید اللّه » در این میدان می دید. با توجه به این بینش و باور عمیق بود که دین را شکست ناپذیر می دانست و از هجمه های علیه دین وحشت نداشت و حتی اگر خود را در مقام دفاع ناتوان می دید، یقین داشت که خدا به وسیله دیگران دفاع خواهد کرد و دینش را پیروز خواهد نمود.
دوم اینکه دین اسلام را دین حق می دانست و یقین داشت که حق ثابت، پایدار، بادوام، برهان پذیر و ماندنی است و پشتوانه دارد و حتی اگر در کوتاه مدت باطل بر آن غلبه یابد و آن را بپوشاند، ولی باطل بی ثبات و نابودشدنی است و با گذشت دوره جولانش، فروکش کرده و از بین می رود و حقِ ثابت و پایدار آشکار می گردد و غالب می شود.
با همین اعتقاد بود که به بازخوانی دقیق متون دینی در مورد مقام و حقوق زن پرداخت و در عصر جاهلیت طاغوت به دفاع از تعالیم دین در این زمینه همت گمارد و مباحث و بیاناتش هم در آن زمان و هم تا به حال همچنان مورد توجه پرسشگران بوده و هست و اذهان بسیاری را قانع کرده و تشویش های فراوانی را زدوده است.
۲ـ ایمان به حق جویی و فطرت پاک انسان ها:
اعتقاد عمیق به فطرت حق جو و حق شناس در همه انسان ها ایشان را مطمئن ساخته بود که می توان در میدان مجادلات فکری به دفاع از حق پرداخت و یقین داشت که غالب مخاطبان و شنوندگان توان شناخت حق را دارند و جاذبه حق آنان را به سوی خود خواهد کشید و بسیاری از پرسش ها، ابهام ها و تردیدها ناشی از نداشتن و برخاسته از فطرت حق جوی انسان هاست که باید این عطش داشتن با زلال ناب حقایق به سیرابی رسد و این گونه نبود که پرسشگران، اعتراض کنندگان و توضیح خواهان را بی دین، هواپرست و ولنگار بداند. ایشان بسیاری از پرسش ها و تردیدها را ناشی از سوء فهم ها و تبیین های غلط می دانست و به همین جهت در صدد ارائه آموزه های ناب و منطقی اسلام در زمینه حقوق و مقام و وظایف زن برآمد. در همان زمان کسانی بر ایشان خرده گرفتند که: «مردم بی اعتقادی که بر دستورهای اسلام اعتراض می کنند، به این مقدار از بیان ها که از آقای مطهری صادر می شود، قانع نمی شوند؛ «لَنْ ترضی عنک الیهودُ و لا النصاری حتّی تتّبع ملَّتَهم». شما برای جلب آنان به اسلام می گویید: اسلام مانع ورود زن در اجتماع و رانندگی کردن و فروشندگی کردن نمی شود و دستورهای خانه نشینی زن را به عنوان توصیه های اخلاقی و امور غیر لازم، از اسلام حذف می کنید ولی آنها به این قدر قانع نمی شوند؛ از شما توقع دارند که تمتعات جنسی غیر از زنا را نیز حل کنید و اگر در این مرحله هم تسلیم آنها شوید، پیشنهاد می کنند که چه مانعی دارد که زنا با قرص جلوگیری تجویز شود و هلّم جرّا. حقیقت این است که هر سخنی را هر کسی نمی پذیرد و برای این انکارها و اعتراض ها ریشه هایی غیر از ندانستن فلسفه احکام وجود دارد.»
۱۰
استاد در جواب ایشان می گوید:
«مردم از مادر بی اعتقاد نزاییده اند بلکه بالعکس متمایل و علاقه مند و به نوعی معتقد زاییده شده اند؛ «کلُّ مولودٍ یُولَد علی الفطره». آنچه مردم را بی اعتقاد کرده و می کند این است که تا خود مستند به سائقه فطرت و مطابق دستور قرآن تعقل کنند و بصیرت یابند، فورا آنها را مصداق «لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری» و مصداق «سأصرف عن آیاتی الذین یتکبّرون فی الارض» قرار دادیم.»
استاد به صراحت اعلام می کند:
من بر خلاف بسیاری از افراد از تشکیکات و ایجاد شبهه هایی که در مسائل اسلامی می شود، با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم، به هیچ وجه ناراحت نمی شوم بلکه در ته دلم خوشحال می شوم زیرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده کرده ام که این آئین مقدس آسمانی در هر جبهه از جبهه ها که بیشتر مورد حمله و تعرض واقع شده، با نیرومندی و سرفرازی و جلوه و رونق بیشتری آشکار شده است. خاصیت حقیقت هم این است که شک و تشکیک به روشن شدن آن کمک می کند. شک مقدمه یقین و تردید پلّکان تحقیق است … بگذارید بگویند و بنویسند و سمینار بدهند و ایراد
استاد شهید مرتضی مطهری
تبیین حقایق دین و مسائل اسلامی را وجهه همت خود قرار داد و در عصر دین ستیزی و دین گریزی توانست با بیان روان، متین و مستدل خود موج بازگشت به دین و معنویت را گسترش دهد و ژرفا بخشد.بگیرند تا آنکه بدون آنکه خود بخواهند وسیله روشن شدن حقایق اسلامی گردند.
داستان تدوین مجموعه «نظام حقوق زن در اسلام» به خوبی بیانگر این دیدگاه استاد و حقانیت آن است. در اوج حاکمیت فرهنگ طاغوتی و جاهلیت مدرن شاهنشاهی، حرکتی توفنده در جهت تعویض قوانین مدنی ـ که برگرفته از دین اسلام بودند ـ در کشور مشاهده شد که نگرانی های عمیقی در میان متدینان به وجود آورد. در این میان ابراهیم مهدوی زنجانی از قضاتی بود که بیش از همه در این زمینه فعالیت داشت و لایحه ای در چهل ماده به عنوان جایگزین پیشنهاد کرد و در مجله «زن روز» به چاپ سپرد. با وساطت یکی از روحانیان محترم تهران، بنا شد آقای مهدوی در همان مجله از مواد پیشنهادی خود دفاع کند و استاد شهید در مقابل به دفاع از قانون اسلام و نقد آن مواد بپردازد. با اینکه شش هفته بعد از شروع این مجادله کلامی، مهدوی دار فانی را وداع گفت ولی خوانندگان و گردانندگان مجله زن روز زمان طاغوت به اصرار از استاد تداوم بحث را خواستار شدند و آن سلسله مقالات بعد از آن در قالب کتابی به نام «نظام حقوق زن در اسلام» بارها چاپ شد و مورد توجه عموم قرار گرفت و توانست موج توفنده علیه قوانین اسلام در مورد زن را متوقف کرده و محو نماید.
۳ـ مبارزه در دو جبهه:
استاد شهید در زمانی به تبیین اسلام ناب و دفاع از مقام و حقوق زن در اسلام پرداخت که دو تفکر جاهلیت مدرن طاغوتی و جمود و تحجر به مثابه دو تیغه قیچی ـ به ظاهر متضاد و در واقع هماهنگ ـ به منزوی کردن اسلام و روگردان ساختن عموم از آن همت گماشته بودند. جاهلیت مدرن، پیشرفت و ترقی را در بی حجابی، لاقیدی، کنار زدن احکام دین و … معرفی می کرد و تحجر نیز اسلام را خواستار خانه نشینی زن و اکتفای او به نقش مادری و همسری و محروم از بسیاری حقوق می نمایاند و این خود بهانه طرفداران غرب و فرهنگ طاغوتی بود تا زنان را به روگردانی از دین سوق دهند.

من بر خلاف بسیاری از افراد از تشکیکات و ایجاد شبهه هایی که در مسائل اسلامی می شود،با همه علاقه و اعتقادی که به این دین دارم، به هیچ وجه ناراحت نمی شوم بلکه در ته دلم خوشحال می شوم.
شهید مطهری متجددان و غرب گرایان را «جاهل» و متحجران و سنت گرایان محض را «جامد» می نامد و هر دو را تابع نظریه «تکامل خطی» تاریخ می داند که معتقدند تکامل تاریخ سیر صعودی ثابت یا نزولی ثابت دارد. جاهلان سیر تکاملی تاریخ را صعودی پیوسته می دانند و بازگشت به گذشته را تنزل، عقب گرد و ارتجاع می شمرند و «جامدان» سیر تکاملی تاریخ را نزولی پیوسته دانسته و چاره کار را در بازگشت به سنت و گذشته و پافشاری بر آن می نمایند بدون اینکه سنت و گذشته را نقدپذیر دانسته بلکه آن را معصوم می شمارند و این هر دو از نظر شهید مطهری غلط است و لذا با هر دو به مبارزه برمی خیزد. ایشان می گوید:
«جامد و جاهل هر دو فرض می کنند که وضعی که در قدیم بوده است، جزء مسائل و شعائر دینی است با این تفاوت که جامد نتیجه می گیرد این شعائر را باید نگهداری کرد و جاهل نتیجه می گیرد اساسا دین ملازم با کهنه پرستی و علاقه به سکون و ثبات است.»
تحقیقات گرانبهای استاد پیرامون حقوق و شخصیت زن با توجه به مسئله بالا در دو جهت سامان گرفت. یکی در جهت دفاع از معارف و احکام اسلام در مقابل تهاجم غرب گرایان که عمده آن در قالب «نظام حقوق زن در اسلام» چاپ شد و دیگری در جهت تبیین صحیح احکام و وظایف زن از دیدگاه اسلام که بخش مهم آن در قالب «مسئله حجاب» چاپ شد و بخش های دیگری در قالب سخنرانی و تحقیقات نیمه تمام بود که بعدها به صورت مختلف در مجلات منتشر شد.
۴ـ جامعیت در دانش، روش و عمل:
آموزه های شهید مطهری در همه زمینه ها از جمله در زمینه حقوق و شخصیت زن از درخشندگی و جلوه ویژه ای برخوردار بوده و جاودانگی دارد و این درخشندگی و جاودانگی برخاسته از عواملی است از جمله:
الف ـ فقاهت و اسلام شناسی جامع؛ عالمان اسلام در تقسیم بندی فقه، آن را به فقه اصغر و فقه اعظم تقسیم کرده اند.
فقه اصغر همین فقه مصطلح حوزه های علمیه است که استنباط احکام شرعی از قرآن و سنت می باشد و اما فقه اعظم یعنی درک عمیق و وسیع و همه جانبه از اسلام، همان که در آیه «نَفْر» بدان دعوت شده است.
«فَلَوْلاَ نَفَرَ مِن کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِّیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ؛
چرا از هر گروهی دسته ای به محضر عالمان دین کوچ نمی کنند تا در دین فقاهت و بینش عمیق یابند و به هنگام بازگشت مردم خود را هشدار دهند.»
شهید مطهری سالیان طولانی در محضر عالمان بزرگ و روشن بین به شاگردی زانو زد و با پشتکار عظیم به تأمل در احکام و معارف دین پرداخت و صاحب بینش عمیق و همه جانبه ای شد که توانست در هر زمینه ای از جمله در زمینه شخصیت و حقوق زن به تبیین و توجیه احکام و معارف دین پرداخته و با استدلال و برهان برتری این احکام و معارف را بر همه فرهنگ های دیگر در این زمینه اثبات کند.
ب ـ انصاف کم نظیر علمی؛ او به پشتوانه بینش عمیق، همه جانبه، متین و استدلالی خود از اسلام صاحب انصاف علمی کم نظیری بود و در تحقیقات خود بدون واهمه و منصفانه نظریات عالمان غیر مسلمان و مسلمان دیگر را مطرح می ساخت و در مواردی که نظریات صحیح بود ضمن پذیرش به تجلیل از صاحبش برمی خاست و در همان جا ایرادها و اشکال های آن را نیز ذکر می کرد. او هیچ گاه حق و فهم و علم را فقط در انحصار خودی ها ندانست و به واقع در پی یافتن حقیقت بود و این گمشده ارزشمند را نزد هر کس می یافت، بدون توجه به مرام، مذهب و ملیت او دریافت می کرد و قدردانی می نمود. تقسیم بندی شهید مطهری از مروجان و منتقدان فرهنگ غرب نمونه ای از انصاف والای علمی ایشان است. او می نویسد:
کسانی که از تمدن خارجی [غربی [تعریف می کنند و یا به نحوی توصیف و تشویق می کنند، سه دسته اند:
۱ـ کسانی که صرفا ظواهر جلف و زننده و زیورها و آزادی های به معنای بی بند و باری ها را می بینند و می گویند و می نویسند؛ معاشقه ها و رقص ها و غیره.
۲ـ کسانی که اصول حاکم بر زندگی آنها را و صنایع آنها را و اصول اجتماعی و اقتصادی آنها را، نظم زندگی، کار و فعالیت های آنها، علم و دانایی آنها و این امور را می نویسند [و به الگوگیری از این موارد تشویق می کنند نه از ظواهر فوق].
۳ـ کسانی هستند که علت موفق شدن اروپایی ها را به این علم و نظم و صنعت، حسّ آزادی خواهی و مقاومت در برابر قلدرها و شهامت ها برای آزادی خواهی و از خودگذشتگی بر آن و اینکه آزادی را از هر چیزی عزیزتر می دانند، ذکر می کنند و مردم را توجه می دهند به مجسمه های فداکاری در میدان ها و به تاریخ انقلاب ها و مقاومت ها.
بعد استاد ضمن تخطئه دسته اول و دوم می گوید:
از قضا تاریخ در قرآن اولاً برای عبرت و درس است نه برای قصه و حکایت و ثانیا قرآن هرگز به ذکر بناها و آثار صنعتی تمدن
نمی پردازد [آن گونه که دسته دوم نسبت به تمدن غرب عمل می کنند [به زر و زیورها نیز نمی پردازد، به دو چیز می پردازد: یکی زندگانی های با امنیت و سعادتمندانه و خوش و یکی دیگر به روحیه های حرّ و آزاد و مؤمن و مقاوم؛ ولی هیچ کدام از منادیان فرنگ را ندیدیم که روحیه های حر و آزاد جدید را به مردم معرفی کنند.
ج ـ منش عملیِ تصدیق کننده؛ استاد نه تنها با قلم و زبان به دفاع از حقوق و شخصیت انسانی زن پرداخت، بلکه منش عملی ایشان نیز دقیقا تصدیق کننده بینش علمی وی بود. همسر ایشان ضمن نقل روحیه خانوادگی اش، می گوید:
بسیار مهربان و با گذشت بودند و به آسایش و راحتی من و بچه ها اهمیت می دادند. آنقدر با من صمیمی و نزدیک بودند که رنج و ناراحتی مرا نمی توانستند تحمل کنند. یادم هست یک بار برای دیدن دخترم به اصفهان رفته بودم و بعد از چند روز با یکی از دوستانم به تهران برگشتم. نزدیکی های سحر بود که به خانه رسیدم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه بچه ها خواب هستند ولی آقا بیدار است. چای حاضر کرده بودند، میوه و شیرینی چیده بودند و منتظر من بودند. دوستم از دیدن این منظره بسیار تعجب کرد و گفت: همه روحانیون اینقدر خوب هستند؟! بعد از سلام و علیک وقتی آقا دیدند بچه ها هنوز خوابند با تأثر به من گفتند: می ترسم یک وقت من نباشم و شما از سفر بیایید و کسی نباشد که به استقبال تان بیاید.
با توجه به ذاتیات فوق، استاد مطهری و آثارش جاودانه شد و توطئه ها و دسیسه ها هم نتوانست شخصیت ایشان را ترور کند گرچه شخص وی را ترور کردند. امام خمینی (قدس سره) می فرماید:
«ترورها نمی تواند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کند.»
شهید مطهری متجددان و غرب گرایان را «جاهل» و متحجران و سنت گرایان محض را «جامد» می نامد و هر دو را تابع نظریه
«تکامل خطی» تاریخ می داند که معتقدند تکامل تاریخ سیر صعودی ثابت
یا نزولی ثابت دارد.
۵ـ آسیب شناسی نهضت حقوق زن غربی:
در قرن های اخیر نهضت حقوق بشر از غرب شروع شده و به تبع آن نهضت حقوق زنان نیز غربی بوده و جهان غرب برای احقاق حقوق زن اقداماتی انجام داده و می دهد و سعی دارد همه جهان را پیرو خود گرداند. شهید مطهری به این نهضت نیز توجه داشته و آسیب عمده آن را شناسایی و معرفی کرده است. ایشان می نویسد:
در قرن بیستم [در ادامه نهضت حقوق بشر که شامل حقوق ملت ها در برابر دولت ها و حقوق طبقه کارگر در برابر طبقه کارفرما بود [مسئله «حقوق زن» در برابر «حقوق مرد» مطرح شد و برای اولین بار در اعلامیه جهانی حقوق بشر تساوی حقوق زن و مرد صریحا اعلام شد.
در همه نهضت های اجتماعی غرب از قرن هفدهم تا قرن حاضر، محور اصلی دو چیز بود: «آزادی و تساوی»، و نظر به اینکه حقوق زن در غرب دنباله سایر نهضت ها بود و به علاوه تاریخ حقوق زن در اروپا از نظر آزادی ها و برابری ها فوق العاده مرارت بار بود، در این مورد نیز جز در باره «تساوی و آزادی» سخن نرفت.
در این نهضت مسئله اساسیِ «نظام حقوق خانوادگی» به فراموشی سپرده شد و در آن مورد بحث نشد که آیا این نظام مستقلی است و منطق و معیار خاصی دارد یا تابع نظام سایر مؤسسات اجتماعی است.
منشأ این بی توجهی شاید این باشد که این نهضت خیلی عجولانه صورت گرفت لذا در عین اینکه یک سلسله بدبختی ها را از زن گرفت، بدبختی ها و بیچارگی های دیگری برای او و جامعه به ارمغان آورد.
نهضت حقوق زن در غرب همه معجزه ها را از معنی دو کلمه «آزادی و تساوی» خواست؛ غافل از اینکه تساوی و آزادی مربوط است به رابطه بشرها با یکدیگر از آن جهت که بشرند و اما غافل شدند از اینکه زن و مرد گرچه در انسانیت برابرند ولی دو گونه انسانند با دو گونه خصلت و دو گونه روانشناسی که طرح آن در متن آفرینش ریخته شده و ناشی از عوامل جغرافیایی و تاریخی و اجتماعی نیست و طبیعت از این طرح و تفاوت و دوگونگی هدف داشته است و هر گونه عملی بر ضد آن عوارض نامطلوب به بار خواهد آورد.
امام خمینی (قدس سره):
در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتماعی ـ فقهی در زمینه های مختلف و لو مخالف با یکدیگر، آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد.در نهضت حقوق زن غربی به این نکته توجه نشدکه تساوی و آزادی گرچه شرط لازم اند اما کافی نیستند.تساوی حقوق عمدا یا سهوا تشابه حقوق معنا شد و برابری با همانندی یکی شمرده شد.
بدبختی های قدیم زن غالبا معلول این جهت بود که انسانیت او به فراموشی سپرده شده بود و بدبختی های جدیدش ناشی از آنکه عمدا یا سهوا زن بودنش فراموش گشت.
متأسفانه این آسیب و کاستی عمده همچنان در نهضت غربی دفاع از حقوق زن وجود دارد و باید مورد توجه ویژه پژوهشگران قرار گیرد.
۶ـ آخرین پیام شهید مطهری به زنان؛
استاد شهید بعد از پیروزی انقلاب مقدمه ای بر کتاب «مسئله حجاب» نوشت که گرچه ناتمام ماند ولی حاوی آخرین پیام ایشان به زنان مسلمان و انقلابی می باشد. ایشان یادآور می شود که در تاریخ اسلام نیز جز دوره کوتاه صدر اسلام، زنان فقط نقش غیر مستقیم اجتماعی داشتند یعنی علاوه بر زاییدن و پرورش دادن مردان بزرگ، الهام بخش و نیرودهنده و مکمل مردانگی آنها بوده اند و در بسیاری از اشعار حماسی عربی و فارسی می بینیم که دلیران در شرح حماسه های خود زنان را مخاطب قرار داده اند؛ گویی مرد آگاهانه و یا ناآگانه از همه دلیری ها و دلاوری های خود رضایت و تحسین و جلب رضایت زن را منظور داشته است.
بعد می گوید:
زن نقش سازندگی غیر مستقیم تاریخی خود را مدیون اخلاق ویژه جنسی خویش یعنی حیا و عفاف و تقوا و دورباش زنانه خویش است. آنجا که زن دورباش حیا و عفاف را حفظ نکرده و خود را به ابتذال کشانده، این نقش تاریخی را از دست داده است. [آنچه امروز در فرهنگ غرب شاهد آن هستیم که زن حضور مبتذلانه اجتماعی دارد ولی نقش تاریخی اجتماعی خود را از دست داده است [از این رو گویی نوعی تضاد و تعارض میان این دو نقش وجود دارد [و این تضاد موهوم از طرف غرب گرایان و سنت گرایان به شدت تبلیغ می شود]: یا نقش غیر مستقیم و از صحنه بیرون بودن و یا نقش
مستقیم و پشت جبهه را رها کردن و نقش غیر مستقیم داشتن؛ اما در حقیقت تضاد و تعارض غیر قابل جمعی در کار نیست. یک راه باریک و ظریف وجود دارد که اگر زن از آن راه برود، هر دو نقش را در آنِ واحد می تواند ایفا کند. آن راه باریک و ظریف همان است که بانوان ما در ده [دو؟] ساله اخیر [دوران انقلاب و مبارزه] طی کردند. ویژگی دخالت زن در انقلاب اسلامی ایران در این است که زن مسلمان ایرانی در عین اینکه در صحنه تاریخ ظاهر شد و مستقیما در کار سازندگی تاریخ با مرد شرکت کرد، پشت جبهه را رها نکرد. حیا و عفاف و پوشش لازم را از کف نداد. دورباش و کرامت و عزت زنانه خویش را محفوظ داشت و خویشتن را مانند زن غربی و زن مدل پهلوی به ابتذال نکشاند.
امروز نیز زن مسلمان و انقلابی از دو سو خوانده می شود. گروهی او را به بازگشت به کنج خانه و صرف همت در خانه داری، شوهرداری و بچه داری می خوانند و از حضور اجتماعی ـ جز به حد ضرورت ـ منع می کنند و گروه دیگر او را به وا نهادن نقش همسری و مادری و توجه صرف به نقش اجتماعی دعوت می کنند و لازمه آن را وا نهادن احکام و مقررات دینی می دانند و زن مسلمان و انقلابی باید همچنان بر آن راه باریک و ظریف پا بفشرد و استقامت ورزد و الگوی جهانیان شود.
۷ـ تداوم راه شهید مطهری:
امروز شهید مطهری در بین ما نیست و خلأ وجود ایشان همچنان خود می نماید و ما حداقل دو وظیفه بر عهده داریم:
اول ـ مطالعه و ترویج کتاب های ایشان تا علاوه بر استفاده از آبشخور ناب معارفی که بسط داده، به روش و سلوک علمی ایشان دست یابیم و بتوانیم در میدان های مجادلات فکری از اسلام و نظام دفاع کنیم.
دوم ـ باز کردن و بسط دادن میدان مجادلات فکری با جدال احسن و حکمت و برهان. امروز بر خلاف گذشته نظام حاکم بر کشور منتسب به اسلام است و مردم انتظار دارند در همه مسائل فکری، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی با جواب ها و بینش های دقیق، علمی، منطقی و قانع کننده مواجه شوند و هم اوضاع کشور از همه جهات خوب بوده تا به زندگی در سایه نظام اسلامی افتخار کنند پس باید اجازه داد در همه زمینه ها سؤال ها و ابهام ها به آسانی مطرح شود و جواب بگیرد.
امام خمینی (قدس سره) فرمودند:
از آنجا که در گذشته این اختلافات (اختلاف نظرها و فهم های عالمان اسلام) در محیط درس و بحث و مدرسه محصور بود و فقط در کتاب های علمی ـ آن هم عربی ـ ضبط می گردید، قهرا توده های مردم از آن بی خبر بودند و اگر هم باخبر می شدند تعقیب این مسائل برایشان جاذبه ای نداشت اما امروز با کمال خوشحالی به مناسبت انقلاب اسلامی حرف های فقها و صاحب نظران به رادیو و تلویزیون و روزنامه ها کشیده شده است چرا که نیاز عملی به این بحث ها و مسائل است … لذا در حکومت اسلامی همیشه باید باب اجتهاد باز باشد و طبیعت انقلاب و نظام همواره اقتضا می کند که نظرات اجتماعی ـ فقهی در زمینه های مختلف و لو مخالف با یکدیگر، آزادانه عرضه شود و کسی توان و حق جلوگیری از آن را ندارد.
و خطاب به علما و روحانیون می فرماید:
از باب تذکر و تأیید عرض می کنم که امروز بسیاری از جوانان و اندیشمندان در فضای آزاد کشور اسلامی مان احساس می کنند که می توانند اندیشه های خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامی بیان دارند. با روی گشاده و آغوش باز حرف های آنان را بشنوید و اگر بیراهه می روند با بیانی آکنده از محبت و دوستی راه راست اسلامی را نشان آنها دهید و باید به این نکته توجه کنید که نمی شود عواطف و احساسات معنوی و عرفانی آنان را نادیده گرفت و فورا انگ التقاط و انحراف بر نوشته هایشان زد و همه را یکباره به وادی تردید و شک انداخت. اینها که امروز این گونه مسائل را عنوان می کنند، مسلما دل شان برای اسلام و هدایت مسلمانان می تپد و الاّ داعی ندارند که خود را با طرح این مسائل به دردسر بیندازند. اینها معتقدند که مواضع اسلام در موارد گوناگون همان گونه ای است که خود فکر می کنند. به جای پرخاش و کنار زدن آنها باید با پدری و الفت با آنان برخورد کنید. اگر قبول هم نکردند مأیوس نشوید در غیر این صورت خدای ناکرده به دام لیبرال ها و ملی ها و یا چپ و منافقین می افتند و گناه این کمتر از التقاط نیست.
امروز میدان جدال احسن و حکمت و بیان باید علاوه بر گستره کشور، مجامع جهانی را نیز در بر گیرد. استاد شهید می گوید:
انقلاب اسلامی سر آن دارد که حوزه وسیع منطقه اسلامی را که صدها میلیون مسلمان را در بر گرفته است، به راه خود بکشاند و جهان سومی به نام «جهان اسلام» بیافریند.
ما امروز منادی اسلام در جهان هستیم و باید بتوانیم با جدال احسن و حکمت و بیان در مجامع علمی جهان حاضر شویم و از
شهید مطهری:

ویژگی دخالت زن در انقلاب اسلامی ایران در این است که زن مسلمان ایرانی در عین اینکه در صحنه تاریخ ظاهر شد و مستقیما در کار سازندگی تاریخ با مرد شرکت کرد، پشت جبهه را رها نکرد.حیا و عفاف و پوشش لازم را از کف نداد. دورباش و کرامت و عزت زنانه خویش رامحفوظ داشت.
معارف و احکام اسلام دفاع و برتری آنها بر احکام وضع شده توسط جامعه شناسان و حقوقدانان و سیاست مداران را اثبات کنیم و اسباب صدور انقلاب و زمینه ظهور منجی موعود را فراهم سازیم و این تنها با آزادمنشی و تفقّه و اسلام شناسی عمیق و همه جانبه میسر است. همان که استاد مطهری را جاودانه ساخت همچنان که اولیای دین قبل از ایشان به همین دلیل جاودانه شدند. امید است خداوند روح آن استاد شهید را با شهدا و اولیا محشور گرداند و به ما توفیق ادامه راه ایشان را عنایت کند.

پی نوشتها: ــــــــــــــــــــــــــ
شهید مطهری:
بدبختی های قدیم زن غالبا معلول این جهت بود که انسانیت او به فراموشی سپرده شده بود و بدبختی های جدیدش ناشی از آنکه عمدا یا سهوا زن بودنش فراموش گشت.
منبع:پایگاه اطلاع رسانی حوزه

ارسال دیدگاه

پشتیبانی فنی توسط Nipoto.ir

بازگشت به بالا