شما اینجا هستید:خانه » شعر » اشعار امام زمان (عجل الله) » اشعارمیلاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

اشعارمیلاد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

44

میلاد حضرت مهدی(عج) برهمگان مبارک باد

اشعارمیلادامام عصرارواحنا له الفداء

کوچه های شهر را امشب چراغانی کنید

عرش را و فرش را آیینه بندانی کنید

آمده نور دل انگیزی به سمت سامرا

باید امشب کوچه ها را خوب نورانی کنید

طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجیان

جان ما را پیش پای یار، قربانی کنید

از خَم ابروی او صدها خُم می می چکد

باید امشب خلق را انگور مهمانی کنید

دیدن روی سلیمان کار آسانی که نیست

باید اوّل خوب از این مُلک، دربانی کنید

هر که باشد نوکر تو زود آقا می شود

خود به خود با یک نگاه تو مسیحا می شود

یوسف زهرا تویی حُسن ختام اهل بیت

نام تو زیباست ای مرد قیام اهل بیت

گر چه آقا مثل یوسف با نمک هستی ولی

نام زیبای تو شیرین کرده کام اهل بیت

السّلام ای حُجّةَ الله ای امامَ منتظَر

لحظه لحظه می رسد بر تو سلام اهل بیت

از پیمبر تا امام عسگری، در عصر خود

نقل کردند این که هستی التیام اهل بیت

می رسد آن روز که با ذوالفقار مرتضی

می رسی تا که بگیری انتقام اهل بیت

مرتضی، زهرا، حسن، خون خدا، پیغمبری

می بری با جلوه ات دل از امام عسگری

نیمه ی شعبان که می گردد عیان، صاحب زمان

می کند گل بر لب پیر و جوان، صاحب زمان

اشهَد انّ که هستی تو امام آخرین

می وزد از هر مناره این اذان، صاحب زمان

یک سؤال آقا… اگر که جای کعبه ثابت است

پس چرا در هر کجا داری مکان، صاحب زمان

تشنه هستم تشنه ی یک جرعه ی دیدار تو

وعده گاه ما شبی در جمکران، صاحب زمان

می رسی یک روز ای خورشید پشت ابرها

می کنی پیدا مزار بی نشان، صاحب زمان

با ظهورت می شود خوشحال زهرا مادرت

پیش مرگت می شود آن لحظه آقا نوکرت

العجل آقا! بیا چشم انتظاری ها بس است

در فراقت اشک ها و بی قراری ها بس است

اشک ها ی ما که یک لحظه به درد تو نخورد

ناله ها و ضجّه ها و گریه زاری ها بس است

تا به کی جمعه به جمعه ذکر ندبه سر دهیم

ندبه و خون دل و شب زنده داری ها بی ایت

معصیت، پاکی دوران جوانی را گرفت

ما جوان ها را کمک کن، شرمساری ها بس است

باید آقا درد غربت را فقط فریاد کرد

گوشه گیری های ما و راز داری بس است

با ظهور خود بیا و مادرت را شاد کن

قلب ویران مرا با مقدمت آباد کن
محمد فردوسی

امشب رسد از سامره بوی گل نر گس
گلها همه چشمند به سوی گل نر گس
بگرفته همه خوی به خوی گل نرگس
نرگس زده لبخند به روی گل نرگس
گمگشته در انوار الهی کره ی خاک
صوت صلوات است که سر برده زافلاک
تا دوست زند خنده وتا خصم شود کور
گردیده زمین بر سر گردون طبق نور
هم سامره سینا شده هم بیت ولا طور
ریزد عوض گل به زمین با ل وپر حور
خورشید رخ مهدی سر زد شب نیمه
بر چهره گل انداخته لبخند حکیمه
روید گل توحید زکوه وچمن امشب
مهدی زده لبخند به روی حسن امشب
خیزید وبه بینید گلستان حسن را
در دست حسن لا له ی بستان حسن را
خیزید که از پاره ی دل گل بفشا نید
وز کوثر نورآتش دل را بنشا نید
بر منتظران این خبر خوش برسانید
کامشب شب قدر است همه قدر بدانید
با نور نوشتند به پیشانی خورشید
ماهی که جهان منتظرش بود درخشید
این سوره ی توحید ویا آیه ی نور است
این قامت طوباست ویا نخله ی طوراست
داود نبی را به لب آیات زبور است
یا برلب مهدی سخن از روز ظهور است
گوش همه بر زمزمه ی یارب مهدی است
ای منتظران مژده که امشب شب مهدی است
ای منتظران یا فته غم خاتمه امشب
تبریک که روشن شده چشم همه امشب
بشکفت به شوق وشعف وزمزمه امشب
گل از گل لبخند بنی فاطمه امشب
مرغان بهشتی شده آواره ی مهدی
گردند به دور وبر گهواره ی مهدی
مهدی است که احیاگر قانون حسین است
مهدی است که شمشیرش مدیون حسین است
او وارث پیراهن گلگون حسین است
والله قسم منتقم خون حسین است
برپرچمش این نقش عیان با خط نور است
ای منتظران مژده که هنگام ظهور است
این یوسف زهراست که سوی وطن آید
این ماه دل آراست که در انجمن آید
این جان جهان است که اینک به تن آید
بر منتظران پاسخ یا بن الحسن آید
خیزید حضور پسر فاطمه امشب
لبیک بگوئید به مهدی همه امشب
بوی نفس حجت ثانی عشر آید
ای شب حرکت کن که به زودی سحر آید
ای صبح بیا تا شب هجران به سرآید
خورشید بنی فاطمه از کعبه بر آید
عیسی زفلک بازآ ما صبر نداریم
تا پشت سر یار نمازی بگذاریم
ای احمد ثانی زحرا جلوه گری کن
ای وارث پیغمبر ، پیغامبری کن
تنها پسر زهرا مارا پدری کن
این قافله ی گمشده را راهبری کن
نخلستان
آسمان امشب جمال حقتعالی راببین
نیمه ی ماه محمد، ماه زهرا را ببین
برفراز دست مولانا امام عسگری
ماه نرگس، آفتاب عالم آرا را ببین
پای تا سر، سر به سر، آئینه شو آئینه شو
چون شدی آئینه آن رخسار زیبا را ببین
با همه سیّارگان دور زمین آور طواف
آفتابِ بامدادِ عرشِ اعلا را ببین
روح شو، بر بام شهر سامره پرواز کن
چشم شو، خورشید غایب از نظرها را ببین
بر فراز مهد مهدی پرواز کن
لحظه لحظه شمع جمع آل طاها را ببین
همچو نرگس با گل لبخند از هم باز شو
در ریاض نور، حسن حق تعالی را ببین
ای چراغ ماه، از خورشید زیباتر شدی
غرق در انوار حسن حق ز پا تا سر شدی
ای بهشت سامره! امشب جهان آرا شدی
با گلِ لبخندِ ماهِ نرگس از هم وا شدی
نی عجب، گر عالمی گردید از بوی تو مست
زآنکه امشب مستِ بویِ نرگسِ زهرا شدی
آسمانی لاله ی نرگس شکفتی در زمین
ماه بزم عرشیان، خورشید سامرا شدی
با طلوع صبح از مشرق برآید آفتاب
آفتاب فاطمه وقت سحر پیدا شدی
گاه در دامان نرگس گاه در دست حسن
نور خود را بذل کردی ماه محفل ها شدی
آسمانی ها زمین بوس تو بودند از ازل
از چه ای جان جهان ها همنشین با ما شدی
در محافل حاضری، در دیده پیدا نیستی
از نظرها غایبی و انجمن آرا شدی
ای وجود از مقدمت آباد! یا مهدی بیا
عید میلادت مبارک باد! یا مهدی بیا
در شب میلاد پیدا شد تجلّای ظهور
سرزند از غرب، مهر عالم آرای ظهور
آمد آن مولود مسعودی که در سیمای او
از ازل پیغمبران دیدند سیمای ظهور
نقشِ «جاءالحق» دهد بر روی بازویش خبر
از قیام مهدی و از صبح زیبای ظهور
ای خوش آن روزی که کلّ خلق عالم بشنوند
در کنار کعبه پای رکن، آوای ظهور
ای همه چشم انتظاران! بشنوید و بنگرید
بر دو بازوی ولیِّ عصر، امضای ظهور
شیعه در ایام غیبت همچو کوهی سربلند
در حوادث پایدار استاده تا پای ظهور
ای شما آل محمد جان ما قربانتان!
از شما ما را نباشد جز تمنّای ظهور
می درخشد پرچم توحید بر بام فرج
منتظر باشید، نزدیک است ایام فرج

حاج غلامرضاسازگار

ارسال دیدگاه

پشتیبانی فنی توسط Nipoto.ir

بازگشت به بالا