شما اینجا هستید:خانه » اخبار » اشعارعیدسعیدغدیر

اشعارعیدسعیدغدیر

111

علی در عرش بالا بی نظیر است       علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم              چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟

غدير، عيد خدا، عيد احمد، عيد علي (ع)
غدير عيد نيايش غدير عيد دعاست

غدير صبح سپيد همه سپيدي ها
غدير، نور خدا، دشمن سياهي هاست

غدير سيّد اعياد و اشرف ايّام
غدير خوبتر از عيد روزه و اضحي است

غدير سلسله دار کمال دين تا حشر
غدير آينه دار علي ولي اللَّه است

غدير عيد همه عمر با علي بودن
غدير جشن نجات از عذاب روز جزاست

غدير بر همه حق باوران تجلّي حق
غدير بر همه گم گشتگان چراغ هداست

غدير کعبه مقصود شيعه در عالم
غدير جنّت موعود خلق در دنياست

غدير حاصل تبليغ انبياء همه عمر
غدير ميوه ي توحيد اوليا همه جااست

غدير آينه ي لا اله الّا هو
غدير آيت سبحان ربي الاعلي است

غدير هديه نور از خدا به پيغمبر (ص)
غدير نقش ولاي علي به سينه ي ماست

غدير کعبه ي اهل سماء و اهل زمين
غدير قبله ي خلق زمين و خلق سماست

غدير يک سند زنده يک حقيقت محض
غدير خاطره ي جاودانه و زيباست

غدير روشني چشم پيروان علي (ع)
غدير از دل تنگ رسول (ص) عقده گشاست

غدير با همگان هم سخن ولي خاموش
غدير با همه کس آشنا ولي تنهاست

غدير صفحه ي تاريخ والِ مَنْ والاه
غدير آيه ي توبيخ عادِ من عاداست

هنوز از دل تفتيده ي غدير بلند
صداي مدح علي (ع) با نواي روح فزاست

هنوز گوهر وصف علي (ع) بود در گوش
هنوز لعل لب مصطفي (ص) مديحه سراست

هنوز لاله ي اَکْمَلْتُ دينَکُم رويد
هنوز طوطي اَتْمَمْتُ نِعْمَتي گوياست

هنوز خواجه ي لولاک را نداست بلند
که هر که را که پيمبر منم علي (ع) مولاست

چنانکه من همگان را به نفس اولايم
علي وصيّ من از نفس او به او اولاست

علي (ع) عليم و علي (ع) عالِم و علي (ع) اَعلم
علي (ع)وليّ وعلي (ع)والي وعلي (ع) والاست

علي (ع) حقيقت روح و تمام عالم جسم
علي (ع) سفينه ي نوح و همه جهان درياست

علي (ع) مدرس جبريل در شناخت حق
علي (ع) معلّم آدم به عَلَّمُ الاَسماست

علي (ع) تمامي دين، بغض او تمامي کفر
علي (ع) ولي خدا، خصم او عدوي خداست

علي (ع) بود پدر امّت و برادر من
علي (ع) سفير خدا و علي (ع) امير شماست

عليست (ع) حج و علي (ع) کعبه و علي (ع) زمزم
علي صفا و علي (ع) مروه و علي (ع) مسعاست

علي صراط و علي محشر و علي (ع) ميزان
علي بهشت و علي کوثر و علي (ع) طوباست

علي (ع) چو شخص پيمبر (ص) هماره بي مانند
علي (ع) چو ذات الهي هميشه بي همتاست

علي شهيد و علي (ع) شاهد و علي (ع) مشهود
علي پناه و علي ملجأ و علي (ع) مُنجاست

علي اذان و اقامه علي (ع) رکوع و سجود
علي قيام و قعود و علي (ع) سلام و دعاست

علي (ع) حقيقت توحيد بر زبان کليم
علي (ع) تجلّي طور و علي (ع) يد بيضاست

علي (ع) وصيّ و دَمُ و لَحْمُ و نَفْسِ پيغمبر
علي (ع) ابوالحسنين است و شوهر زهراست

علي (ع) است حق و حقيقت بدور او گردد
علي (ع)است عدل و عدالت به خط او پوياست

علي (ع) محمّد (ص) و فرقان و نور و کوثر، قدر
علي (ع) مزمّل و ياسين و يوسف و طاهاست

علي (ع) بقول محمّد (ص) درِ مدينه ي علم
ز در درآي که راه خطا هميشه خطاست

جبرئیل وحی طبعم باز بال و پر گرفته             

   باز بال و پر گرفته زندگی از سر گرفته

زندگی از سر به عشق ساقی کوثر گرفته         

  ساقی کوثر که فیضش خلق را در برگرفته

شهریار ملک جان ها رهبر فرد جهان ها         

  حکمران آسمان ها شمع سوزان زمان ها

خیز و از خم غدیر او بزن جام بلا را            

  قدسیان را بر سر از شوق علی (ع) شور افتاده

آسمان گل بوسه بر خاک غدیر خم نهاده         

  یپک حق در محضر احمد به تعظیم ایستاده

رخ نموده لب گشوده دل ربوده حال داده         

  از خدا بر لب پیامش بر نبی ذکر سلامش

باعلی (ع)عشق مدامش ذکرخاص وفیض عامش

  درحضور مصطفی سر داده مدح مرتضی را

نخل طوبی در زمین و آسمان بر می فشاند       

آسمان بر خاک ، دامن دامن اختر می فشاند

یا امین وحی در بزم علی (ع) پر می فشاند     

  نقل بلغ بر سرو روی پیمبر (ص) می فشاند

مصطفی لب باز کرده حرف دل ابراز کرده    

  دم به دم اعجاز کرده مدح مولا ساز کرده

کرده خوشبو با مدیحش غنچه معجز نما را     

  وادی تفتیده صحرا و گرما بیش از حد

منبر ازچوب جهاز اشتران گوینده احمد (ص)  

مستمع حجاج و عنوان سخن فرمان سرمد

داده انصارومهاجر را ندا شخص محمد (ص)  

کی بقاتان آرزویم وی گرائیده به سویم

بشنوید اینک بگویم هر که من مولای اویم

خوانده مولا از برای او علی (ع) شیر خدا را

گر به قدر عمر دنیا کس کند حق را عبادت

روز و شب او را بود ذکر و نماز و روزه عادت

در صفا و مروه اش حاصل شود فیض شهادت

بی تولای علی (ع) هرگز نمی بیند سعادت

دشمن دادار باشد کافری غدار باشد

حق از او بیزار باشد تا ابد در نار باشد

یا رب از خط  ولای او جدا مگذار ما را

ای مهاجر ای همه انصار پاک و حق پرستم

خوب می دانید یاران من همان پیغمبر(ص) استم

کز پی ارشادتان با حق از اول عهد بستم

این علی (ع) که دست خیبر گیر او باشد بدستم

پای تا سر داور است این هستی پیغمبر (ص) است این

مسلمین را رهبر است این حیدر است این حیدر است این

خوب بشناسید این تنها وصی مصطفی را

این علی (ع) مخلوق اول بوده خلاق مبین را

این علی پیش از خلایق خوانده رب العالمین را

این علی دارد زمام آسمان ها و زمین را

این علی استاد و مرشد بوده جبریل امین را

این علی حق الیقین است این علی حبل المتین است

این علی فتح المبین است این علی حصن حصین است

این علی پیش از ولادت بوده رهبر انبیا را

این علی با حق و حق برگرد او گردد هماره

این علی از حق و حق از او نمیگیرد کناره

این علی از خاک برافلاکیان دارد نظاره

این علی جان گیرد و جان می دهد با یک اشاره

این علی غیب و شهود است این علی شمع وجود است

این قعود است این رکوع است این سجود است

این علی کامل کند با مهر خود دین شما را

بی ولای مرتضی نخل عبادت بر ندارد

آتش است و حاصلی جز دود و خاکستر ندارد

بی کس است آن کس که در روز جزا حیدر ندارد

سر فراز است آن که دست از دامن او بر ندارد

باش یا الله یا رب با علی همراه یا رب

وال من والا یا رب عاد من عاداه یا رب

کن اجابت از برای ابن عمم این دعا را

یا علی ای بر سر دستت زمام آسمان ها

ای خدائی داده حی لامکانت در مکان ها

ای به گردون گوی چوگان ولایت کهکشان ها

نقل تو نقل سخنها  ذکر تو ورد زبان ها

تو علی مرتضائی حیدری خییر گشائی

عبد پا تا سر خدائی نه خدائی نه جدائی

کبریائی کن که عالم در تو بیند کبریا را

ای کف پای تورا گلبوسه از مهر نبوت

ناقه ات را ساربان گردیده ایثار و فتوت

نقش سم دلدلت تصویری از عدل و مروت

بسته حق بین تو و خیر البشر عقد اخوت

سایه تیغت عدالت آیه عشقت رسالت

پایه قصرت جلالت مایه حبت اصالت

نسبتی نبود به هم مهر تو و نسل  خطا را

من نه مغرور از نماز و روزه و حجو زکوتم

نیست جز مهر تو و اولادتو خط نجاتم

با تو بودم با توهستم در حیات و در مماتم

گشته گم در بحر غفران تو کوه سیاتم

ای به دامان تو دستم هر که بودم هر چه هستم

(میثم) دل بر تو بستم بر سر راهت نشستم

دست گیر از لطف ، این افتاده و بی دست و پا را

                                        

فردوس به صحرای کویر آمده امروز                        

یا با نفس صبح عبیر آمده امروز

فرمان ز خداوند غدیر آمده امروز               

پیغمبر (ص) اسلام بشیر آمده امروز

عید است ولی عید غدیر آمده امروز     

حیدر به همه خلق امیر آمده امروز

اصحاب ، رس رود ارس را بگذارید

در عید علی (ع) دل به محمد (ص) بسپارید

عید است ولی عید خداوند قدیر است

عیدی است که پیغمبر اسلام بشیر است

عیدی است که حیدر به همه خلق امیر است            

عیدی است که بر جان عدو نار سعیر است

این عید نه نوروز ، نه مرداد ، نه تیر است                 

این عید غدیر است غدیر است غدیر است

حق است که از پاره دل گل بفشانید

تا عیدی خود را ز محمد (ص) بستانید

عیدی که ز معبود رضایت شده کامل                    

 انوار جهانگیر هدایت شده کامل

از سوی خدا لطف و عنایت شده کامل                   

 با نطق نبی امر وصایت شده کامل

آئین پیمبر (ص) به نهایت شده کامل              

ابلاغ رسالت به ولایت شده کامل

جبریل دل از خواجه عالم برباید

با نغمه اکلمت لکم دینکم آید

حکم آمده از خالق دادار ، محمد (ص)             

 ابلاغ کن از لعل گهربار ، محمد (ص)

ای دست خداوند تو را یار ، محمد (ص)            

 برگیر عنان ناقه نگهدار ، محمد (ص)

مگذار رود قافله مگذار ، محمد (ص)               

فریاد ز اعماق وجود آر ، محمد (ص)

اعلام کن این حکم خداوند غدیر است

بعد از تو علی (ع) بر همه خلق امیر است

او شیر خدا فاتح پیکار تو بوده                 

جان بر کف و پیوسته خریدار تو بوده

در غزوه ، احزاب و احد یار تو بوده              

در حمله اشرار طرفدار تو بوده

در غار حرا شمع شمع شب تار تو بوده        

 شمشیر تو و خالق دادار تو بوده

این است که یک لحظه تو را ترک نگفته

این است که در موج خطر جای تو خفته

ظهر است و هوا شعله ، زمین گرم ، خدا را

بینید همه تابش خورشید و فضا را

آورده به یاد همگان روز جزا را         

بگشوده پیمبر (ص) دو لب روح فزا را

یکباره ندا داد همه قافله ها را                

نه قافله ها خلق زمین را و سما را

حجاج نه ، عالم شده سر تا بقدم گوش

با نطق دل آرای محمد (ص) همه خاموش

منبر ز جهاز شتران حکم ز داور

داننده و گوینده ان حکم پیمبر (ص)

عنوان سخن رهبری ساقی کوثر

 شمشیر نبی شیر خدا فاتح خیبر

کای خلق بدانید همه تا صف محشر

  از ابیض و از اسود و از اصفر و احمر

هر کس که منم بر وی و بر نفس وی اولا

او راست علی (ع) ابن عمم رهبر مولا

این دست قدیر است قدیر است قدیر است

بر خلق بشیراست بشیر است بشیر است

پیوته نذیر است نذیر است نذیر است

خورشید منیر است منیر است منیر است

دانا وبصیر است بصیر است بصیر است

تا حشر امیر است امیر است امیر است

این حج  و زکوه است و صلوه است صیام است

تا حشر امام است امام است امام است

این است که بر دوزخ و بر نار قسیم است

این است که تاحشر زعیم است زعیم است

این بر همه اسرار، علیم است علیم است

این آیت عظمای خداوند عظیم است

این است که مهرش همه جنات نعیم است

این است که بغضش شرر نار جحیم است

این است که از نار بشر را برهاند

در حشر شما را به محمّد (ص) برساند

ای مردم عالم به علی روی بیارید

بر خاک علی (ع) چهره طاعت بگذارید

بر صفحه دل نام علی (ع) را بنگارید

میراث نبی را به وصیش بسپارید

از غیر علی (ع) غیر علی (ع) دست خدا را بفشارید

این نصّ کلام الله و این قول رسول است

با مهر علی (ع) طاعت کونین قبول است

این جا نبی اصل نبی دست اله است

بی دوستیش هر چه ثواب است گناه است

در حشر تباه است تباه است تباه است

این است که بر لشگر دین مبر سپاه است

این است که بر خلق پناه است پناه است

قرآن و خداوند گواه است گواه است

کامروز زمعبود عنایت شده کامل

توحید و نبوت به ولایت شده کامل

این است امیری که خدا خوانده امیرش

این است وزیری که نبی خوانده وزیرش

این است بشیری که رسل بوده بشیرش

این است بصیری که خرد خوانده بصیرش

این است بزرگی که بزرگیست حقیرش

این است صراطی که نجات است مسیرش

بودند علی (ع) دوست اگر مردم عالم

بالله قسم خلق نمی گشت جهنم

سرچشمۀ لطف و کرم و جود علی (ع) بود

از روز ازل شاهد و مشهود علی (ع) بود

بر لوح و قلم مقصد و مقصود علی (ع) بود

در ارض و سما عابد و معبود علی (ع) بود

بر خیل ملک ساجد و مسجود علی (ع) بود

تا هست علی (ع) باشد و تا بودعلی (ع) بود

مردم ، علی (ع) و آل علی (ع) مشعل نورند

بی نور علی (ع) مردم عالم همه کورند

ما غیر علی (ع) در دو جهان یار نداریم

داریم علی (ع) را به کسی کار نداریم

با دشمن او جز سر پیکار نداریم

بیم از ستم و طعنۀ اغیار نداریم

جز دوستی حیدر کرّار نداریم

بی او همه هیچیم و خریدار نداریم

روزی که سرشتند بعالم گل ما را

دادند همان لحظه بحیدر دل ما را

ای جان نبی جان دو عالم به فدایت

جنّ و ملک و حوری و آدم به فدایت

ارواح رسولان مکرم به فدایت

صد موسی و صد عیسی مریم به فدایت

لوح و قلم و عرش معظم به فدایت

هر چند نیم قابل من هم به فدایت

تا هست زبان سخن و نطق و سپاسم

بالله قسم جز تو امیری نشناسم

ای همدم ما پیش تر از آمدن ما

ای مُهر تولای تو نقش کفن ما

با مِهر تو حق روح دمیده به تن ما

با حّب تو جان باز رود از بدن ما

روزی که زبان یافت توان در دهن ما

شد نام دل آرای تو اول سخن ما

(میثم) نه، همه شفیته دار تو هستند

خاک قدم میثم تمار تو هستند

                            

هنگام ظهر وقت اذان نماز بود

درهاى آسمان به روى خلق باز بود

 ارواح مؤمنین همه در سجده حضور

این روح كعبه بود كه روى جهاز بود

 انگار بوى آب به گوشش رسیده بود

ارض غدیر چشمه عرض نیاز بود

 خورشید در جنون خود از حال رفته بود

لیلاى بى تعیّن ما غرق ناز بود

گيرم كسي نبود تماشاي او كند

اين جلوه در غناي خود آيينه ساز بود

 

 

جبريل زد نفس نفس و خسته بال شد

گیسوى آيه‌هاي ولایت دراز بود

یكبار نه دوبار نه بار دگر شنید

از بس كه آیه‏ هاى على دلنواز بود

تفريح خردسالي او خلق آدم است

اين مرد در طفوليتش خاك باز بود

شاعر: شيخ رضا جعفري
 

شیعه با عشق علی همواره عزت داشته

باولای مرتضی رمز هدایت داشته

هرکسی که شیعه مولاست خورده شیر پاک

خوش به حالش از همان اول سعادت داشته

حیدر کرار آقائیست که مثل نبی

بر پیمبرهای قبل از خود ولایت داشته

در خدایی بودنش این بس که در ماه رجب

در میان خانه کعبه ولادت داشته

چند باری بند قنداق خودش را پاره کرد

از همان طفلی علی نیرو وقدرت داشته

کل عالم یک طرف شمشیر حیدر یک طرف

"لافتی الا علی"یعنی شجاعت داشته

شیعه حیدر همیشه برلبش ذکر علیست

اینچنین در نامه اعمال عبادت داشته

شیعه حیدر که باسنی ندارد دوستی

چونکه باسلمان وبا قنبر رفاقت داشته

عاشق مولا همیشه تابع زهرای اوست

از ابوبکر وعمر یک عمر نفرت داشته

گفت پیغمبر فقط مولای بعداز من علیست

هر کسی که منکر اوشد حماقت داشته

اوامیرالمؤمنین وما یقیناَ مؤمنینم

شکر حق اوبرسرما دست رحمت داشته

حضرت صادق پس ازصوم وصلاة خویش بر

چارمرد وچار زن نفرین ولعنت داشته

نه خداونه پیمبر نه به قرآن ونه دین

این عمر یک عمر باشیطان قرابت داشته

لطف زهرا بوده که درسایه سار حیدریم

تاعلی داریم از هر ملتی بالاتریم

تاعلی داریم هر دم ذکر ما یافاطمه ست

تاعلی داریم محشر شافع ما فاطمه ست

تاعلی داریم با سلمان برادر می شویم

بادعای زینبش مقداد وبوذر می شویم

سنی از شأن ومقام مرتضی آگاه نیست

راه بی عشق علی که آخرش الله نیست

راه بی عشق علی آخر یه شیطان می رسد

راه بیراهه ست وآخرهم به زندان می رسد

هر مسلمانی که جزو منکران حیدر است

حتم دارم این مسلمان ازیهودی بدتر است

بی علی صوم وصلاة وهردعابی فایده ست

حافظ قرآن شدن بی مرتضی بی فایده ست

چونکه قرآن حقیقی روح وجان مصطفاست

ازهمان اول وصی ونفس احمد مرتضاست

شاعر: مهدي نظري

                                                        الیوم اکملت لکم

باید به همان سال دهم برگردیم

با بیعت در غدیر خم برگردیم

تا سوز عطش نکشته ما را باید

تا برکه ی اکملت لکم برگردیم

**

هرجا که غدیر رفته باران رفته

جنگل به کویر و کوهساران رفته

هر جا که امام هست در مکتب او

حیوان هم اگر آمده انسان رفته

**

این بغض هنوز سر به شورش دارد

این چشم هزار چشمه جوشش دارد

این زخم هزارو چارصد ساله ما

اندازه زخم تازه سوزش دارد

**

بر جای بماند از تو یک رد کافیست

از عشق نشانه ای در این حد کافیست

درک تو فقط حد رسول الله است

یک شیعه اگر تو را بفهمد کافیست

**

دور و بر نور را که خلوت دیدند

انکار تو را چقدر راحت دیدند

این کوردلان تو را ندیدند اگر

یک عمر فقط از تو کرامت دیدند

**

از تو اثری شگرف مخفی مانده

آئین تو پشت حرف مخفی مانده

برگرد به تیغ حنجرم را بتکان

آهنگ تو زیر برف مخفی مانده

**

چشمی که به یک اشاره برمیخیزد

با دیدن یک ستاره برمیخیزد

شب را به نگاه خیره سنجاق نکن

خورشید تو هم دوباره برمیخیزد

**

توصیف تو حال دیگری میخواهد

نیروی خیال دیگری میخواهد

محدوده واژه ها برایت تنگ است

این شعر مجال دیگری میخواهد

                                        شاهر: هادي جانفدا

                                                 شق القمر

چو شهر علم بنا گشت در علي بشود

بدا به حال آن كسي كه بر علي بشود

غدير! صحنه اوج ولايت است ببين

پيامبر آمده از هر نظر علي بشود

 

———————-

 

چه محشري شده بر پا به روي بار شتر

حساب كن كه نبي ضرب در علي بشود

 در اين معادله اصلا درست هم اين است

خبر رسان كه نبي شد، خبر علي بشود

نه اينكه نام علي حافظ ابوالبشر است

قرار بود دعاي سفر علي بشود

 تبر به دست اگر بت شكن شد ابراهيم

نبي است بت شكن اما تبر علي بشود

چه در غدير چه در خيبر و چه در محشر

قرار هست فقط يك نفر علي بشود

به غير فاطمه آن هم نه در تمام جهات

نمي شود كه كسي اينقدر علي بشود

 فقط براي حسين است اين فضيلت كه

پدر علي و هر آنچه پسر علي بشود

 نه هر جدال كه در اوج جنگ كرب و بلا

حسين‌تر شود عباس تر علي بشود

 چه در زمان نبي و چه در دل محراب

هميشه باعث شق القمر علي بشود

شاعر: مهدي رحيمي

 

 

 

 

 

ارسال دیدگاه

پشتیبانی فنی توسط Nipoto.ir

بازگشت به بالا